تبليغاتX
عاشقانه
عشق محدود

شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 15:10
بچه ها سلام خوبین این هم همون قولی که بهتون داده بودم برای بلاگفایی جدید بیاین اینم  ادرسش

یادتون نره نظر بدین باشد .

http://fadaye-eshgh2008.blogfa.com/

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 17:31

سلام خوبین بچه ها چه خبر ببخشید نبودم داغ بدی دیدم دیگه بریده بودم فقط دیگه زندگیم مرگ شده بود دیگه داشتم

 داغون میشدم نمی دونشتم چی کنم از همه چیز رنده شده بود بخدا نمیدونم گناهم چیه :همه دارن میرن خدا گناهم چیه

 مهدی ازم گرفتی فرشته را ازم گرفتی خدااااااااااااااااااااااااا گناهم این بود که تو را فراموش کردم اره بخدا نه بچه ها گفتم

 دیگه برنمیگردم اما داشتم داغون می شدم اخه گناه من تنهایی بود خدا دیگه کسی را ندارم به چه زبونی دیشب خواب بودم

 دیدم مهدی فرشته به خوابم اومدن فرشته از دستمم دلخور بود بهم نگاه نمیکرد قسمش دادم یه نگاه کرد گفت :علی برگرد

 ببین گناهت چی بوده بچه ها دوستون دارم میخوام یه چیزی تو دلم مونده بگم مهدی خدا ازم گرفت فرشته زندگی ام را گرفت

:حالا محمد را ازم گرفت :

                                          اناالیه راجعون

خواب بودم صبح دیدم موبایلم زنگ زد دیدم صدای گریه میاد نگران  شدم دیدم شماره محمد هست

 خواهرش زندگ زد

 ولی قطع کرد دیدم صدا گریه میاد زنگ زدم دیدم دارد خواهر محمد گریه میکند گفتم محمد

گفت اینجاست کاریش داری گفتم

 اره گریه کرد گفت بعد زنگ بزن گفتم ترخدا چی شده محمد گریه اش بیشتر شد گفت دیشب

تصادف کرده داغون شدم نمیدونم

چطوری ادرس بیمارستان را گرفتم رفتم بیمارستان پیش یه اشناهامون گفتم ترخدا تر

جون مادرت بزار من محمد ببینم رفتم تو

سر خونه گفتم محمد نامرد من  تنها گذاشتی بی معرفت  به من چه قولی دادی گفتی تنهام نمیازی

بعد از مهدی چرا تنهام گذاشتی

ترخدا بلند شو بگو دارم خواب می بینم چشمام لای اشک بود خدا محمدم را برگردون محمد چون

 علی بلند شو اجی وجیه تنهاست بر

 گرد ببین من اینجام بهم بگو برمیگرد دستمو بگیر محمئ تنهایی نرو من را با خودت ببر باشد

 برو بی معرفت من تنها بزار بزن

زیر قولت  باشد رفتی من هم مایم پیشت بعد از چند روز. 

                       دیدم بی هوش شدم توی بیمارتانم اخه چرا من اینجام دیدم خواهر ش بالای سرمه دارد

 گریه میکند گفت:

علیحالتخوبه گفتم تو را این جایی گفت نگران حالتشدم محمد خداازم گرفت حالا توکه مثل داداشم پاک هستی

 بگیره دیگه دلم پر بود

 بهش گفتم گناه من چی بود محمد رفت مهدی رفت عشق زندگیم از دنیا رفت چرا خدا با

 من این کار را میکند تصمیم گرفتم

خودکشی کنم من هم برم خواهر محمد فهمید گفت ترجون داداش محمد تو این کار را نکن بهش گفتم

اخه منهم اینجا اضافی هستم

دیگه یه ادم پوچ هستم دیگه داغون بودم چادرش را گرفتم گریه کردم بهش گفتم بخدا محمد چرا رفت

من تنها گذاشت گناه من چی بود

 درسته ادم کثیفی بود من را میبرد چرا محمد که پاک بود دوستش داشتم بلندم کرد گفت بدون محمد

 تو فکرته همیشه به یادت هست

خدااااااااااااااا داغونم بیا من را باخودت ببرمحمد چون علی که تمام زندگیم هستی بیا خواهرش

بلندم کرد اشکام را پاک کرد

 بهم گفت تو را دارم ترجون من دیگه ازاین حرف ها را نزن بچه ها من دیگه دوستی

ندارم شما دیگه هستین ببخشید این بلاگفای

که همیشه شاد بود مخلس همه تون بودم ببخشید به بلاگفای غم تبدیل شد دوستون دارم

برمیگردم اما یکم صبر کنیدباشد دعا کنید

برای محمدباشد برای مهدی و فرشته سارا من نمیدونمداری چیکار میکنی بدون علی تنها شد

 دیکه داغون شده فقط تو موندی خدایی

خودم بچه ها دوستون دارم

 

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 15:33

سلام خوبی بچه ها

راستی بچه ها این اپ اخرم هست هر بدی دیدین حلالم کنید دارم میرم برای همیشه ولی خدا میدونه کی بر میگردم بخدا دلم برای تک تکتون تنگ میشد ولی چی کار کنم کسی که تا اخر خط رفته از همه چیزبریده

ولی بچه ها دوستون دارم همه تون برای من برادری کردین .خواهرم بودین نمیدونم اگر زنده بودم دست  

تک تک تون را می بوسیدم ولی چی باید برم خودم را پیدا کنم نمیدونم سارا هستش این مطالب را میخونه

یانه ولی زنده بودم برمیگردمنمیدونم کی برمیگردم همه تون را دوست دارم بچه ها عشق واقعی این است

که با هم باشن توی زندگی تو سختی و.... همیشه تا اخر عمر دم مرگ هم را فراموش نکنند جا نزنند

به خودم میگم من کی بودم همه باهام درددل میکردن حال خودت زدی به سیم اخر من دارم میرم اگربدی

دیدی خوبی دیدی حلالم  کنید روزی برمیگردم  برای همیشه  دوستون دارم خداحافظ

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 14:17
 

آره..........بیاین .............. تولد ................تولد 

آره دیگه وارد روز تولد شدیم .......۲۷ شهریور.............یکی از بهترین روزهای زنگی من

                           تولدت مبارک عزیزم 

 

**** تولـــــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــارک ****

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 16:29
flor125



flor125
اولـش نــام خداونــد جهـــان

که به ما کرده کـرامت رمضـان
barflo01

رمضـان ماه شهـادت و شـرف

ماه رحمت و رسیدن به هدف
barflo01
شده چون مـاه صـفا ، مـاه وفـا

مـاه فخـر و شـرف و عـزّ و سخا
barflo01
چون عنایت شود از سـوی خدا

به همه خلـق جـهان از همه جا
barflo01
کـه تــصـدق بنمـا بـر فـقـر

تا خدا گیرد هرآن دست تو را
barflo01
ماه احسـان و نکویــی به فـقیر

مـاه اطـعـام مـسـکیـن و اسـیـر
barflo01
رمـضـان مـاه عبـادت و نمــاز

ماه تـسبیح و ثنـا ، راز و نـیـاز
barflo01
توصیـه گشتـه که سختـی بکشیـد

مـزه ی تـلـخ فقیـری بـچشـیـد
barflo01
یـادی از روز قیـامـت بـکنـیـد

صـرفه جویـی و قناعـت بـکنیـد
barflo01
تا شـود راضـی از اعمـال شما

بـدهـد ربّ کــریــم اجــر تـورا

barflo01
نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 18:33

                                                                 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت

بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن

تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش

بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام

جود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 9:33
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############
____#################################
______###########..سلام..###############
_______#############################
________###########################
__________### میلاد نور مبارک باد..........######
___________####موفق و پيروز باشي.....#####
____________#### به منم سر بزن ######
_____________#################
______________###############
_______________###...باي...#####
________________##########
_________________########
__________________######
_____سارا_____________####
__________________###
_علی ____________#

 

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 18:59
سلام خوبی زندگی من  ؟

نمی دونم بهت چی بگم خیلی خجالتم دادی بخدا اگر تو  کنارم باشی برای من همه چیز هست

زندگی. عشق . محبت .خودت بخدا دیگه داری خجالتم میدی فقط  می تونم بگم اگر بهم رسیدیم

توی زندگی برات همه کاری میکنم نمی زارم توی زندگی سختی بکشی

پ می گم دوست دارم

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 12:48
سلام خوبی بچه ها چه خبر راستی ازتون یه خواهش دارم  نمی دونم قبول می کنید یا نه

ولی ضرر نمی کنید به بلاگفایی خواهرم ساناز خانم یه سری بزنید خیلی خیلی خوشحال میشم

روی شما حساب کردم باشد  این هم بلاگفاش یا علی دوستون دارم بای

 

http://kavirevirane-eshgh.blogfa.com/

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 22:1
نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 21:55
نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 21:39
 

عشق یعنی

عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
 

پنداشتی که کوره سوزان عشق من

دور از نگاه گرم تو خاموش می شود ؟

پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز

از تنگنای سینه فراموش می شود؟

تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی

من مانده ام که بی تو شبها سفر کنم

تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی

من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم

 

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 21:30

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 21:18

 

سال ها بنشستم اندر راه عشق             شد غلامی منتظر بر شاه عشق

 

بعد این عمری که طی بنموده ام           عشق خود در راه عشق افزوده ام

 

بس شدم بی طاقت و بی اختیار             رفت از جان و دلم صبر و قرار

 

ناگهان آمد ز در سلطان عشق              روح گفتی بود در ریحان عشق

 

اسم وی عشق است و رسمش آتش است چون سواری تیر کین در ترکش است

 

عشق اندر اسم مجذوبم کند                لیک اندر رسم منکوبم کند

 

عشق اول جلوه ای دارد نکو                دشمنی آخر نماید چون عدو

 

شعله ی آن عشق چون بر من رسید         آتشی اندر دلم آمد پدید

 

گفتم ای عشقی که دنیا مات تو ست          پر جهان از فتنه و آفات توست

 

از صفات تو جهانی سوختند                  تا که حرف عشق را آموختند

 

لیک از ذات تو کس آگاه نیست          چون که دانی را به عالی راه نیست

 

نیست ناسوتی زلاهوتی خبر                الفتی نبود میان خشک و تر

 

من ندانم چیستی یا کیستی                  این قدر دانم که ظاهر نیستی

 

روز و شب سوزی دل و جان مرا           استخوان و جمله ارکان مرا

 

علت این دشمنی را خود بگو                من نیابم هرچه سازم جستجو

 

دشمنی لیکن نمی بینم تو را                با چنین حالی به تمکینم تو را

 

گفت با من عشق از روی عتاب             بر سوال من بداد آن دم جواب

 

من تو را بس دوست باشم ای فقیر         دشمنی کردی خیال اندر ضمیر

 

من به هر جا پیش هر کس کی روم        لیک مانند تو را در پی روم

 

دوست دارم هر کسی را بیشتر            بیشتر بنمایمش خون در جگر

 

دوستان خویش را آتش زنم                تر بود از عشقشان پیرا هنم

 

من همان عشقم که حق را سایه ام           در حقیقت معرفت را پایه ام

 

من به حق هستم که حق هم با من است      جامه ی قدس ِ خدایم در تن است

 

هرکسی قابل نباشد پیش من                 غیر مجذوب خدای ذوالمنن

 

بس کلامش بر دلم تاثیر کرد               رهنمائی در حضور پیر کرد

 

لاجرم با عشق می سازم سپس                ره نیابم غیر او با هیچکس

 

صادقا هر کس ندارد عشق دوست           روح او در زندگی زندان اوست

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 9:7
سلا م خوبی بچه ممنون می شم به بلاگفایی خواهرم سر بزنید خوشحال میشم و نظر هم بدید

http://kavirevirane-eshgh.blogfa.com

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 20:20
بچه ها به این بلاگفا هم سر

 

 

بزنید تا خواهرم تنها نباشد م

 

منتظر هستم  نظر هم بدین

 

http://kavirevirane-eshgh.blogfa.com

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 20:16

عشق،عشق می آفريند       
                                 عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد 
                                   رنج دلشوره می آفريند
دلشوره جرات می بخشد  
                                 جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد می آفريند   
                                   اميد زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفريند    
                                   عشق،عشق می آفريند  

      واز عشق مردن سفريست به سوی خدا...

 

سارا دوست دارم

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 20:5
 

امروز میخوام ۱ چند تا شعر از مریم حیدرزاده(رسپینا) براتون  بنویسم

مريم حيدرزاده

آدم کسی که دوس داره  همیشه اذیت می کنه

اما خودش فکر می کنه داره محبت می کنه   

-----------------------------------------------------------------------------------------

گفتی که خوشبخت نمی شه هر کی خیانت بکنه

گفتی توی عشق خوبه که آدم حسادت بکنه

-----------------------------------------------------------------------------------------

یادت می یاد یکی دو بار با همدیگه تنها شدیم

برای چند دقیقه ای فارغ از این دنیا شدیم

-----------------------------------------------------------------------------------------

از حسودی نمی تونم دست خدا بسپارمت

می خوام یه بار از ته قلب بازم بگی دوست دارمت

-----------------------------------------------------------------------------------------

یه چیزی رو خیلی دارم اما به هیچکس نمی دم

عشق تو اِ .... اینقدر دارم که تو دلم جا نمی شه

-----------------------------------------------------------------------------------------

هیچکی به چشمم نم یاد چه کم بیاد و چه زیاد

قدّ تو هیچکی عزیزم واسم تو دنیا نمی شه

اون دو سه تا نامه ی تو هنوز تو مخمل دله

آسمونم که خم بشه نامه ی تو تا نمی شه

ماهو تو چشمای تو از بس که زلاله می شه دید

چشمای هیچکی  مث تو اینجوری گیرا نمیشه

-----------------------------------------------------------------------------------------

یه وقتایی عاشقی ام واسه آدم دردسره

امّا بذار بگم آدم عاشق نباشه بدتره

آدم اگه عاشق باشه یکی همیشه باهاشه

من عاشقم تو عاشقی  عاشق که تنها نمیشه

-----------------------------------------------------------------------------------------

چشم من از درویت هم ارغوانی هم تر است

منتظر مانده بیایی طفلکی خوش باور است

من کجا و تو کجا چه روزگار مبهمی است

فکر و ذکرم پیش تو فکر تو جای دیگر است

------------------------------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 11:12
 اِقرَأ باِ سم رَبِّک اَلُّذِی خَلََقَ » عيد رسالت و جشن برگزيدگی و برانگيختگی پيامبر بزرگ اسلام ، حضرت محمد مصطفی (ص) بر شما و خانواده محترمتان مبارك باد .


_____****__________**** _______
___***____***____***__ *** _____
__***________****_______***____
_***__________**_________***___
_***________*عید*________***__
_***__ _ ***__مبعث را به شما
__*** ____** **دوستان عزیزم *___
___***______تبریک می گویم __ ***
____***_____LOVE!_____***______
______***___________***________
________***_______***__________
__________***___***____________
____________*****______________
*علی*________***_________*سارا*

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 14:8

عشق یعنی با تو خواندن از جنون 
        عشق یعنی سوختنها از درون 
                  عشق یعنی سوختن تا ساختن
                            عشق یعنی عقل و دین را باختن 
                                         عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
                                                    عشق یعنی گم شدن در باغ دل 
                                                           عشق یعنی تو ملامت کن مرا
                                                    عشق یعنی می ستایم من تو را 
                                         عشق یعنی در پی تو در به در 
                               عشق یعنی یک بیابان درد سر 
                     عشق یعنی با تو آغاز سفر 
           عشق یعنی قلبی آماج خطر 
عشق یعنی تو بران از خود مرا 
          عشق یعنی باز می خوانم تو را 
                  عشق یعنی بگذری از آبرو 
                           عشق یعنی کلبه های آرزو 
                                   عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
                                             عشق یعنی انتظار یک سلام 
                                                     عشق یعنی دستهایی رو به دوست 
                                        عشق یعنی مرگ در راهت نکوست 
                               عشق یعنی شاخه ای گل در سبد 
                      عشق یعنی دل سپردن تا ابد 
           عشق یعنی سروهای سربلند

عشق یعنی خارها هم گل کنند 
     عشق یعنی تو بسوزانی مرا
              عشق یعنی سایه بانم من تو را 
                      عشق یعنی بشکنی قلب مرا 
                            عشق یعنی می پرستم من تو را 
                                  عشق یعنی آن نخستین حرفها 
                                          عشق یعنی در میان برفها 
                                                عشق یعنی یاد آن روز نخست 
                                                       عشق یعنی هر چه در آن یاد توست 
                                                 عشق یعنی تک درختی در کویر 
                                         عشق یعنی عاشقانی سر به زیر 
                                 عشق یعنی بگذری از هفت خان 
                       عشق یعنی آرش و تیر و کمان  

 

 

       آنكه چشمان تو را اين همه زيبا مي كرد

         كاش از روز ازل فكر دل ما مي كرد

         يا نمي داد به تواين همه زيبائي را

        يا مرا در غم عشق تو شكيبا مي کرد 

 

 

با توهستم اي مسافر

     اي به جاده تن سپرده

               اي كه دلتنگي غربت

                         منو از ياد تو برده

                                   هنوز هم هواي خونه

                                               عطر ديدار تو داره

                                                         گل به گل گوشه به گوشه

                                                                     تو رو ياد من مي آره

 با تو من چه كرده بودم

        كه چنين مرا شكستي

               بي وداع و بي تفاوت

                        سـرد و بي صدا شكستي

                                  به گذشته بر مي گردم

                                              به سراغ خاطراتم

                                                       تازه مي شود دوباره

                                                                   از تــو داغ خاطراتم

 به تو مي رسم هميشه

         در نهايت رســـيدن

                هر كجا كه باشي و باشم

                          به تو بر مي گردم از من

                                    اين تويي هميشه ي من

                                              تـــــــــو آيينه تقدير

                                                        با همه ي شكستم از تو

                                                                نيستم از دست تو دلگير


نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 11:30

ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگی ات را 

 

گفتم زندگی ام را قهر کرد ناراحت شد ولی

 

نمی دونست که تمام زندگی ام هست

 sana kocholo

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 12:19

این شرح حال تو

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم

شب رو شیشه سکوت مینوسم مست مست

عاشقی یعنی جنون عاشقی یعنی شکست

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم

میدونی مثل جون پیشم عزیزی

 ولی چون سایه از من میگریزی

کدام راه خطا رفتم که امروز

گنه نا کرده با من می ستیزی

نمیرنجم اگر ای نازنینم

به جرم عاشقی خونم بریزی

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم

خودت نیستی خیالت پیش رومه

دوباره دیدن تو آرزومه

جدا از عطر گرم اون نفسهات

برایم زندگی کردن حرومه

اگه روزی دلت با من نباشه

خدا میدونه کار دل تمومه

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم

(سارا)

من و ببخش که عاشــــــقم

ღ♥ღ شب --->>تو و من<<----سردی من گرمی توღ♥ღ

دوســــــــــــــــــت دارم

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 12:16

اومدم باز برای تو بنویسم ای عشقم ای عاشقترین معشوقفدات شم

تقدیم به سارا جون

و به  عشقم که عاشقانه میپرستمش

نترس از عشق نترس از این احساس

این ترانه رو گوش میکردم یاد تو و حرفات افتادم  تقدیم تو

نوشته شده توسط سارا.علیرضا | موضوع: | لینک ثابت |